صفحه اصلی arrow مطالب جالب و متنوع arrow مجموعه کاملی از جوک ها و طنز های فارسی
 

تابلو اعلانات نت گشت...

نت گشت را home page خود کنيد

ابزارهای رایگان برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ شما
کدهای زیبا سازی سایت و وبلاگ - ساعت های زیبا
درج آگهی رایگان 5 ساله

دانلود اپلیکیشن عتیقه شناسی

دعای رفع و دفع چشم زخم با تخم مرغ


جستجو در سایت نت گشت و در کل سایت ها
تبلیغات ارزان در سایت پربازدید



آپلود همزمان و نامحدود فایل و عکس

تقویم نجومی 96

کتاب صوتی تاریخ تمدن 11 جلدی ویل دورانت - 3DVD

 سریال مختارنامه با کیفیت عالی - مجموعه کامل با پشت صحنه

دوربین مداربسته بیسیم مینیاتوری

کتاب اسرار حقه بازی - آموزش شعبده بازی و تردستی

اهدای عضو یعنی اهدای زندگی

کانال نت گشت

كاربران آنلاین

ما 118 میهمان آنلاین داریم
خبر خوان سایت نت گشت
RSS 2.0

ورود كاربر





هنوز ثبت نام نكرده اید؟ عضویت در سایت
اجناس در توپ20

عکس جالب و بامزه ای از بهنوش بختیاری در اینستاگرام
جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۵۵ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      تیم فوتبال هنرمندان
چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۵۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      احمدي نژاد چطور از دست دادن با زنان طفره مي رود؟
یك‌شنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۰۱:۱۶ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      عکس هایی از حاشیه کنسرت حمید عسکری و مهمانان ویژه اش
شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۱۱ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      عکس/ رضا شفیعی جم در دوران دبیرستان
پنج‌شنبه ۰۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۵ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      

مجموعه کاملی از جوک ها و طنز های فارسی

ارزیابی كاربر: ONONONOFFOFF / 15
ضعیف عالی 

خنده بر هر درد بی درمان دواست . اگه ناراحتین یا عصبانی یا هر چیز دیگه حتمآ این مجموعه کامل جوک های فوق العاده خنده دار فارسی رو بخونین . اگه جوکی زیادی بی ادبی بود حتمآ از زیر دستمون در رفته . حتمآ اطلاع بدین تا حذفش کنیم

#  بابا جون ! يه خبر خوش برات دارم  !
خبر خوشت چيه پسرم ؟
_مگه قول نداده بودی که اگر معدل ثلث اولم 10 بشه 50 تومان بدی؟
_چرا پسرم قول داده بودم
_خوب حالا خبر خوش اينه که ميتونی پولت را پس انداز کنی !!
#  معلم خطاب به دانش آموز : اِين چه انشائي است که نوشتی ! هيچ ديوانه ای همچين انشائی مينويسه؟
دانش آموز : آقا معلم چرا به پدرمون فحش ميدين !
#  آقای سردبير !  بازم که اين روزنامه پر از اشتباه چاپيه ‘  امروز بيش از صد نفر تلفن کرده و اعتراض کردند !
_ جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن روزنامه روهم اشتباه چاپ کنيم؟!
#  يک خارجی از ايران ديدن میکرده ، در شهر می بيند همه بر سر وسينه خود میکوبند .
میپرسه : چه شده؟ می گويند: امامشان مرده . می گويد : من در اخبار چيزی نخواندم !  می گويند : 1400 سال پيش مرده.! مرد گفت : خبرها در اين کشور چه دير به گوش مردم می رسد !
#  پسر : بابا شما کجا به دنيا آمديد ؟
_ اصفهان
_مامان شما کجا به دنيا آمديد؟
_تبريز
_ من کجا به دنيا آمدم؟
_تهران
_عجيب است که همديگر را پيدا کرديم !
#  يک کوری در خيابان يک رَندِه پيدا می کند ، دستش را به روی رنده می کشد و با خودش می گويد که : اين چرت و پرتها چيست ؟
#  گدايی زنگ خانه پير زنی را می زند ،پير زن می گويد :باز آمدی گدايی. گدا :پس توقع داشتی بيايم خواستگاری !!
#  يک نفر به دوستش می گويد : اين نامه را چه کسی برايت فرستاده می گويد : برادرم !
_ پس چرا چيزی ننوشته ؟
_ برای اينکه با هم قهريم !!
# مردی می رود پيش دکتر : دکتر می گويد : برو طبقه پايين آزمايش ادرار بده. مرد بعد از پايان کار به پرستار می گويد : حالا چه کار کنم ؟  پرستار : برو بالا ،
ومرد می گويد : به سلامتی و ليوان را می رود بالا !
# در سرباز خانه :
سرهنگ : اسمت چيه ؟
سرباز : ممد !
سرهنگ : اين چيه دستت؟
سرباز: تفنگِ قربان !
سرهنگ : نه احمق ! اين مملکتت توست ، مادرته ، خواهرته ، آبروته !
سرهنگ به سرباز ديگر: اين چيه دستت؟
سرباز : خواهر و مادرِ ممده !! :)
#  مهمان آهسته به پسر صاحبخانه : پسر جون شما کی ناهار می خوريد؟
پسر: مامانم گفته هر وقت شما رفتيد  !
# خانمی بچه به بغل در پارک شهر برای آقايی دردل ميکرد که :
ديروز راننده اتوبوس به من گفت : بچه شما ازشترين و بد ترکيب ترين موجودات عالم است ! از ديروز تا حالا می خواهم بروم به اداره اتوبوسرانی و از او شکايت کنم.
اتفاقا يک آقاِيی که کنار خانم نشسته بود،گفت : حتما اينکار را بکنيد! اتفاقا اداره اتوبوسرانی همين نزديکيهاست ، همين حالا برويد و شکايت کنيد تا شما برگرديد من مواظب اين ميمون کوچولو هستم !
# زنی در دريا در حال غرق شدن بود و فرياد ميزد : کمک ، کمک....
يک نفر در ساحل ايستاده بود و گفت چرا اينقدر داد و بيداد ميکنی؟
زن گفت : شنا بلد نيستم دارم غرق ميشم ، بيا کمک. -
_ شنا بلد نيستی که نيستی من هم بلد نيستم ولی اينقدر داد و بيداد نميکنم!
# روزی گاوی به حياط مُلا رفته همه ی گلهای باغ را لگد مال کرد. مُلا چوبی گرفته گاو را دنبال کرد اما نتوانست به او برسد. چند روز بعد ملا ديد که صاحب آن گاو آن را به ارابه بسته در جاده ميرود. ملا با چماق بجان گاو افتاده او را زد. صاحب گاو فرياد زد: ملا چه ميکنی چرا گاو مرا ميزنی؟ ملا گفت : خفه شو گاوت خودش ميداند چرا ميزنمش. نميبينی سرش را پائين انداخته؟!
# يک مشتری وارد بقالی شد و ديد روی ديوار نوشته اند علی با ماست ، حسين با ماست ، حسن با ماست، از مغازه دار پرسيد : ببخشين آقا ماست خالی ندارين؟
# - آقای قصاب بهتون تبريک ميگم صاحب پسر سالمی شديد که سه کيلو و نيم وزن داره.
قصاب : با استخوان يا بی استخوان؟
# درويشی به دروازه لوس آنجلس  ياهو ياهو کنان وارد ميشه. بعد از مدتی پرسه زدن موقعی که ميخواست از شهر خارج بشه ميگفت : "يوهو يوهو"
#  دو تا مرغ دعوایشان ميشه ، يکيشون با عصبانيت با دستش نشون ميده و ميگه: من يه تخم ميکنم به اين بزرگی ، ميخرندش بيست و پنج زار ولی تو چی يه تخم ميکنی به اين کوچيکی پنج زار هم نميخرنش. مرغ دومی ميگه : برو من کون خودمو به خاطر چندر غاز پاره نميکنم !!
# آخ آخ آخ  ! اکبر تو روخدا شانس رو می بينی.
_ چی شده؟
_ امروز صبح چتری رو که ديشب ازت امانت گرفته بودم تو اتوبوس جا گذاشتم.
_ دستت درد نکنه تو اسم اينو ميگذاری شانس؟
_ معلومه ، فکرکن اگه چتر خودم بود اسمش ميشد بد بختی !
#  سلمانی از مشتری تازه که می خواست ريشش را اصلاح کند پرسيد : آيا من تا حالا ريش شما را اصلاح کرده ام؟ مشتری جواب داد : نه آقا ، اين جای زخمها مربوط به زمان جنگ است !
# از بچه عربی پرسيدند : کوچلو وقتی بزرگ شدی می خواهی چکاره بشی ؟ گفت : دکتر هندی


0 نظر

هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفر برای نظر دهی به این مقاله باشید!

ارسال یك نظر


هجی كردن هجی كردن

کتابخانه صوتی

آخرین مطالب