صفحه اصلی arrow مطالب جالب و متنوع arrow نامه پیرزن به خدا
 

تابلو اعلانات نت گشت

نت گشت را home page خود کنيد

ابزارهای رایگان برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ شما
ساعت های زیبای فلش برای زیباسازی سایت و وبلاگ شما

آپديت نود 32 ، يوزر پسورد جديد
NOD32 - ESET Smart


ارسال خبر و دريافت جايزه

آپلود همزمان و نامحدود فایل و عکس

درج آگهی رایگان 5 ساله در نت گشت


پکیج کامل طرح های توجیهی(شامل 850 طرح)

کنسرت و آلبوم  یاد باد سالار عقیلی - به یاد مشکاتیان 2dvd+1cd

سوپردرايور ها
30 مستند جنجالی
پرتال تبلیغی و فروشگاهی

كاربران آنلاین

ما 16 میهمان آنلاین داریم
خبر خوان سایت نت گشت
RSS 2.0

ورود كاربر





هنوز ثبت نام نكرده اید؟ عضویت در سایت
خرید انواع نرم افزار و بازی خرید انواع کنسرت و آلبوم خرید انواع مستند خرید اجناس گوناگون
خرید آموزشی ها خرید محصولات به صورت ویژه خرید انواع سریال و فیلم خرید CD و DVD های مفید و آموزنده

تیم فوتبال هنرمندان
چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۵۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      جمشید مشایخی در کنار لیلا حاتمی در زمان کودکی
شنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۱۳ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      تصویری از مارادونا به همراه نوه و دخترش
شنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۰۶ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      می دونستین مهران رجبی رزمنده بوده؟
جمعه ۲۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۴ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      اخم و بی محلی دیدنی احمدی نژاد به سفیر انگلیس
یك‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۵۰ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      

نامه پیرزن به خدا

ارزیابی كاربر: OFFOFFOFFOFFOFF / 0
ضعیف عالی 
با همكاری توپ20
یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن … کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند … همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا ! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود : خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند

آخرین مطالب