صفحه اصلی arrow مطالب جالب و متنوع arrow صبر کنید حتمآ آب جوش می آید - طنز
 

تابلو اعلانات نت گشت

نت گشت را home page خود کنيد

ابزارهای رایگان برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ شما
ساعت های زیبای فلش برای زیباسازی سایت و وبلاگ شما

آپديت نود 32 ، يوزر پسورد جديد
NOD32 - ESET Smart


ارسال خبر و دريافت جايزه

آپلود همزمان و نامحدود فایل و عکس

درج آگهی رایگان 5 ساله در نت گشت


پکیج کامل طرح های توجیهی(شامل 850 طرح)

کنسرت و آلبوم  یاد باد سالار عقیلی - به یاد مشکاتیان 2dvd+1cd

30 مستند جنجالی
پرتال تبلیغی و فروشگاهی
سوپردرايور ها

كاربران آنلاین

ما 8 میهمان آنلاین داریم
خبر خوان سایت نت گشت
RSS 2.0

ورود كاربر





هنوز ثبت نام نكرده اید؟ عضویت در سایت
خرید محصولات به صورت ویژه خرید اجناس گوناگون خرید انواع سریال و فیلم خرید CD و DVD های مفید و آموزنده
خرید انواع کنسرت و آلبوم خرید آموزشی ها خرید انواع نرم افزار و بازی خرید انواع مستند

رضا عطاران و مریلا زارعی در مراسم خوابم می آد
جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۵۴ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      جدیدترین ماشین علی دایی
شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۱ بعدازظهر
  [جزئیات]...      عکس/ بدل کریس رونالدو در کرمانشاه
جمعه ۰۹ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۸ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      نيوشا ضيغمي در چارسو با خواهرش همبازي شد
جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۲۰ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      علی کریمی و مهدی مهدوی کیا در کنار پرچم و لوگوی پرسپولیس
چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۶ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      

صبر کنید حتمآ آب جوش می آید - طنز

ارزیابی كاربر: OFFOFFOFFOFFOFF / 0
ضعیف عالی 
نوشته شده توسط مدیر سایت

nasreddin

در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می...شد.دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
ملا قبول کرد, شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه, فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.
ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند, اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا, انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده, دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.

نکته:
با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری می شوید

آخرین مطالب