صفحه اصلی arrow شنیدنی ها- آنلاین بشنوید/ دانلود arrow آهنگ تیتراژ و موسیقی متن سریال سلطان و شبان
 

تابلو اعلانات نت گشت...

نت گشت را home page خود کنيد

ابزارهای رایگان برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ شما
کدهای زیبا سازی سایت و وبلاگ - ساعت های زیبا
درج آگهی رایگان 5 ساله

دانلود رمزنامه مرجان جادو

دانلود نمادها و نشانه ها

جستجو در سایت نت گشت و در کل سایت ها
تبلیغات ارزان در سایت پربازدید



آپلود همزمان و نامحدود فایل و عکس

دانلود اپلیکیشن تقویم سال 1396 - با قابلیت یادداشت روزانه

کتاب صوتی تاریخ تمدن 11 جلدی ویل دورانت - 3DVD

 فصل کامل سریال فرار از زندان - دوبله فارسی جوانه پویا

اهدای عضو یعنی اهدای زندگی

دوربین مداربسته بیسیم مینیاتوری

تقویم نجومی 96
کانال نت گشت

كاربران آنلاین

ما 37 میهمان آنلاین داریم
خبر خوان سایت نت گشت
RSS 2.0

ورود كاربر





هنوز ثبت نام نكرده اید؟ عضویت در سایت
خرید آموزشی ها خرید انواع مستند خرید محصولات به صورت ویژه خرید انواع سریال و فیلم
خرید CD و DVD های مفید و آموزنده خرید انواع کنسرت و آلبوم خرید اجناس گوناگون خرید انواع نرم افزار و بازی

پیکه و همسرش شکیرا و پسرش
پنج‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۲۶ بعدازظهر
  [جزئیات]...      داريوش يزداني و كامبيز ديرباز در جمع هواداران استقلالي
چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      عکسی از زیا الاسد ، شیر دمشق
پنج‌شنبه ۰۷ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۱۷ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      وقتی که اوباما به گریه می افتد
سه‌شنبه ۰۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۲۱ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      لورا فابيان، سوپر مدل فرانسوي مسلمان شد
پنج‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۲۷ بعدازظهر
  [جزئیات]...      

آهنگ تیتراژ و موسیقی متن سریال سلطان و شبان

ارزیابی كاربر: ONONONONON / 121
ضعیف عالی 

سریال افسانه سلطان و شبان از مجموعه های محبوب دهه 60 بود که با آهنگ متن و موسیقی زیبای تیتراژ از ساخته های استاد مرحوم بابک بیات اثری ماندگار بر ذهن مخاطبان به جا گذاشت. هنوز بعد از دو، سه دهه مرغ دزدی های شیرو با بازی مهدی هاشمی در ذهن مخاطبان باقی و جاری است.
خصوصآ نی نوازی های زیبای شیرو که بابک بیات آنها را به خوبی با حال و هوای مجموعه تلویزیونی افسانه سلطان و شبان همگون کرده بود.

آهنگ تیتراژ و موسیقی متن سریال سلطان و شبان

ویکیپدیا درباره موسیقی متن و تیتراژ سریال سلطان و شبان می نویسد:
.....
بی شک یکی از عوامل ماندگاری سریال سلطان و شبان در یادها ، نوای بی نظیر و دلنشین استاد بابک بیات است که با موسیقی جاودان  خود همواره  در یاد ما می ماند.

مجموعه تلویزیونی "افسانه سلطان و شبان" یکی از سریال‌های محبوب دهه ۶۰ تلویزیون در ژانر کمدی تاریخی است که داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی فیلمنامه این سریال را در قالب افسانه‌ای کهن نوشتند و فرهنگ آن را کارگردانی کرد.

آهنگ تیتراژ و موسیقی متن سریال سلطان و شبان
تصویری از پشت صحنه سریال سلطان و شبان

در این مجموعه هاشمی (سلطان و شیرزاد شبان)، گلاب آدینه (سلطان بانو)، محمد مطیع (وزیر اعظم)، زنده یاد حسین کسبیان (تلخک)، محمدعلی کشاورز (خوابگزار اعظم)، زنده یاد احمد آقالو (کاتب)،علیرضا مجلل (مقام لشگری)، سیاوش تهمورث (مقام کوشری)، صادق هاتفی (مقام تشریفات)، زنده‌یاد جمشید لایق (مقام خزانه‌داری)، حسین محجوب (روستایی)، زنده یاد اکبر دودکار (محافظ) به ایفای نقش پرداختند.

داستان سریال "افسانه سلطان و شبان" درباره سلطانى کوته ‌فکر و خوشگذران بود که کابوس عجیبى دیده و خوابگزار اعظم تعبیر آن را تیرهاى بلایى دانست که در تاریخ معینى ‌از ماه بر سرش فرود خواهند آمد. سلطان از این موضوع وحشت کرد و در بستر بیمارى‌ افتاد.
وزیر اعظم، سلطان بانو و خوابگزار اعظم راه‌حل این مشکل را جایگزین کردن شخص دیگرى به جاى سلطان دانستند تا خطر بگذرد. پس هماى سعادت را رها کرده و پرنده بر شانه شبان ساده‌دلى فرود آمد که شباهت غیر قابل تصورى به سلطان داشت. شبان را به قصر آوردند و رداى سلطانى‌ بر او پوشانده و سلطان را نیز در جامه شبانى به ده او فرستادند. تلخک و دوست کاتبش که متوجه تغییر رفتار سلطان شده‌اند به جستجوى حقیقت پرداخته و تلخک جانش را در این راه از دست مى‌دهد.
کاتب و تلخک که به ماهیت اصلى سلطان جدید پى برده است او را از اصل ماجرا باخبر کرده و با هم نقشه‌اى براى از بین بردن درباریان و رهایى زندانیان طرح کردند. وزیر اعظم کشته و سلطان بانو خودکشى کرد. از سوى دیگر سلطان اصلى که عادت به زندگى روستایى ندارد در ده شیرزاد خرابکارى به بار آورد و پس از دریافت کتکى مفصل، توسط اهالى از ده رانده شد.
در این میان خوابگزار اعظم مژده آورد که آن تاریخ شوم گذشته و جان سلطان از تیرهاى بلا در امان مانده است. سلطان و خوابگزار به قصر باز گشتند و کاتب به استقبال‌شان آمد. سلطان که از این موضوع تعجب کرده سراغ درباریان و ملازمانش را گرفته و پاسخ مى‌شنود که همگى در سیاهچال هستند. سپس کاتب با لبخندى درهاى تالار را گشوده و زندانیان رها شده از بند با تیغ‌هایى بران به سمت سلطان حمله‌ور مى‌شوند که کابوس سلطان به حقیقت پیوسته است.
کتابخانه صوتی

آخرین مطالب