صفحه اصلی arrow اخبار روز ایران و جهان arrow کلیپ سر بریدن شهید محسن حججی،شهید مدافع حرم ایرانی توسط داعش
 

تابلو اعلانات نت گشت...

نت گشت را home page خود کنيد

ابزارهای رایگان برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ شما
کدهای زیبا سازی سایت و وبلاگ - ساعت های زیبا
درج آگهی رایگان 5 ساله

دانلود کتاب عجایب الاسرار
دانلود کتاب گنجنامه شیخ بهایی
دانلود کتاب کلیدهای اسرار
دانلود تقویم نجومی 1396


جستجو در سایت نت گشت و در کل سایت ها
تبلیغات ارزان در سایت پربازدید



آپلود همزمان و نامحدود فایل و عکس

http://toop20.com/products_pictures/30morgh.jpg

تقویم نجومی 96

آموزش باغبانی و گلهای آپارتمانی

 سریال مختارنامه با کیفیت عالی - مجموعه کامل با پشت صحنه

دوربین مداربسته بیسیم مینیاتوری

اهدای عضو یعنی اهدای زندگی

کانال نت گشت

كاربران آنلاین

ما 64 میهمان آنلاین داریم
خبر خوان سایت نت گشت
RSS 2.0

ورود كاربر





هنوز ثبت نام نكرده اید؟ عضویت در سایت
موچین چراغدار شانه آسان جادویی چسب لاغری
اسپری پنچرگیری مروارید عشق ایزی کپچر - easy capture

گلشيفته فراهاني بر روي مجله فرانسوي
شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۵۸ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      بدل محمدرضا گلزار در افغانستان پيدا شد
چهارشنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۴۰ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      عکس / شوخی احمدی نژاد در نماز جمعه
چهارشنبه ۰۹ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۰۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      عکس های متفاوت شبنم قلی خانی در خارج از کشور
جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۹ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      علي كريمي و مهرداد ميناوند روي موتور آرنولد
پنج‌شنبه ۰۸ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۰۲:۵۸ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      

کلیپ سر بریدن شهید محسن حججی،شهید مدافع حرم ایرانی توسط داعش

ارزیابی كاربر: ONONONONON / 34
ضعیف عالی 

شهید محسن حججی که آخرین تصویر مقتدر با آن لبخند و آرامش دیدنی اش در دست داعشی ها که در روز 18 مرداد داعشی های ملعون سرش را از تن جدا کردند، در ایران غوغای به پا کرده.
تاثر و اندوه همراه با غرور و افتخار برای داشتن چنین فرزندانی در سرزمین ایران ایران.
شخصیت های مختلف به این تصویر واکنش نشان داده و حیرت و اندوه خود را از این تصویر و سلفی آخر اعلام کردند.

کلیپ سر بریدن شهید محسن حججی،شهید مدافع حرم ایرانی توسط داعش

سید یاسر جبرائیلی تحلیل گر اقتصادی:
آقا محسن...
اضطراب چشمان قاتل
. و آرامش نگاه تو، مرز روشن حق و باطل است.
شهادتت مبارک 

علی اکبر رائفی پور :
محسن جان سلام !
نمیدانم چرا این آخرین عکست برایم روضه مصور شده است هرکار میکنم این تصویر از ذهنم بیرون نمی رود...
آن دود و آن چادر سفید در پس زمینه عکس ، دلم را به عصرعاشورا و روضه غارت خیمه ها می برد
چقدر خنجر این تکفیری بر روی بازوی راستت و آن دستار سرخ و آن چهره کریه اش مرا به یاد شمر می اندازد ....


کلیپ سر بریدن شهید محسن حججی،شهید مدافع حرم ایرانی توسط داعش

اگر جویای احوالات هم ولایتی هایت باشی عرض کنم وقتی اسیر شدی هیچ کس برایت هشتک FREE_MOHSEN# را ترند نکرد اما تو به دل نگیر راستش را بخواهی اصلا کسی خبر نداشت که تو صد ها کیلومتر آن طرف تر ، داری برایشان میجنگی ...
همان روز که اسیر شدی در تهران مراسم تحلیف بود ، فدریکا موگرینی هم آمده بود همان که هر وقت تکفیریها در جبهه نبرد در بن بست می افتادند تقاضای مذاکره می کرد و و برایشان زمان می خرید و نجاتشان می داد
نمیدانم شاید همان داعشی که پشتت ایستاده و سر از تنت جدا کرد یکی از آنها باشد !
محسن جان باورت نمی شود همان روز که اسیر شدی برخی نمایندگان مجلس دور کعبه موگرینی می چرخیدند
راستی گفتم اسارت ، یکیشان سالها پیش در اسارت خطاب به یک خبرنگار زن هندی گفته بود :
ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است
ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

باید میدیدی چطور گل از گلش شکفته بود و سعی داشت یک موگرینی کوچک را در دستگاه تلفن همراهش به اسارت در بیاورد تا بعدش بادی به غبغب بیاندازد و به همه بگوید بخدا این عکس را خودم با همین گوشی گرفته ام و اِلا هرچه فکر میکنم دلیل دیگری نمیبینم چون اینترنت پر از عکس های خواهر فدریکا است ! بنده خدا هرچه دست تکان می داد موگرینی نگاهش نمی کرد
.
آن یکی شان بر روی میز به پشت دراز کشیده بود تا خودش هم در عکس سلفی باشد و آن دیگری که لباس پیامبر به تن داشت یک دست به گوشی و با دستی دیگر تسبیح می چرخاند!

گفتم سلفی ،شنیده ام داعشی ها پس از دو روز اسارت سر از تنت جدا کردند و با سر بریده ات سلفی گرفتند
راستش را بخواهی حالا که گفتم "سربریده  بگذار اعتراف کنم هیچ چیزی در آخرین عکست به اندازه رگ های ورم کرده گلویت دلم را آتش نزد !
آخر خوش انصاف چرا همه چیز تو شبیه روضه است،
محسن به کودک سه ساله ات چه بگوییم ؟...
بگوییم پدرت رفت با سَلَفی ها بجنگد تا اینجا عده ای در امنیت با حامیان قاتلپدرت سِلفی بگیرند

عبدالمطهر محمد خانی:
برای شهیدی که بیچاره‌ مان کرده است!
یکم؛ لنز دوربین
نمی‌شناختمت؛ اما به خیالم تا آخر عمر، هر بار که این عبارت «سرت را بالا بگیر» را بشنوم؛ یاد تو بیفتم. شاید هم حالا حالاها، هیچ جا و در هیچ جمعی، روی آن را نداشته باشم که سرم را بالا بگیرم. اصلا آن‌طور که تو در لنزدوربین نگاه می‌کردی، یعنی هنوز هم نگاه می‌کنی، دیگر نمی‌شود با هیچ دوربینی مواجه شد. حتی دوربین سلفی موبایل. بعد از تو همه سلفی‌ها سلفی حقارت خواهند بود. وقتی دارم با رفقا و بستگان می‌خندم و به دوربین نگاه می‌کنم یاد تو خواهم افتاد، یاد آن داعشی زشت منظر که پشتت ایستاده است. یاد آن چهره زیبای تو که اصلا اثری از غم یا شکست در آن نیست. خنده‌ام تلخ خواهد شد...

دوم؛ شرمندگی ما
آهای! جناب آقای محسن حججی! صدای من را می‌شنوی؟ یعنی صدای ما به شما می‌رسد؟ می‌شود کمی هم به این پایین‌ترها توجه کنی؟ آخر تو با ما چه کردی؟! از جان ما چه می‌خواهی؟ داشتیم زندگیمان را می‌کردیم. اصلا گفتیم، داستان سوریه و مدافعان حرم دیگر تمام شد. خدا را شکر این هم به خیر گذشت و دیگر نیازی به حضور و دفاع نیست؛ که از نبودن در آن معرکه شرمگین باشیم. شرمندگی خیلی چیز بدی است...

سوم؛ غریبی
روضه‌خوان‌ها چند سالی است در اوج روضه سیدالشهداء، یک عبارت را تکرار می‌کنند، که بیشتر به تکه کلام لوطی‌ها و مشتی‌های تهران قدیم می‌ماند. همان‌ها که جوانمردی و مردانگی برایشان حرف اول و آخر را می‌زد. شاید خودت شنیده باشی. حتما شنیده‌ای. حتما شنیده‌ای و از خود ارباب همین را خواسته‌ای. روضه‌خوان‌های سنگ‌دل شهر ما، در اوج حرارت روضه قتل‌گاه، خطاب به سیدالشهداء می‌گویند: غریب گیر آوردنت. از آن جملاتی که مردانگی را شعله‌ور می‌کند. از آنها که غیرت‌سوز می‌کند مرد را. از آن دست حرف‌هایی که جان آدم را در روضه به لب می‌رساند، اما صد افسوس که به در نمی‌برد...

چهارم؛ فرمانده فاتح
غریبی خیلی چیز بدی است. داعش هم حسابی ترسناک است. یعنی برای ما ترسناک است. چون تو که ظاهراً نترسیدی. چهره‌ات به هرچه و هرکه شبیه باشد به ترسیده‌ها نمی‌ماند. چنان مستحکم چشم دوخته‌ای به دوربین که انگار تو آنها را به اسارت گرفته‌ای. اگر دستانت بسته نبود، چهره پلشت آن داعشی بد سیرت، بیشتر به یک اسیر ترسیده و مستأصل می‌مانست تا تو که انگار فرماندهی یک سپاه فاتح در صبح نبرد را برعهده داری...

پنجم؛ یتیمی
می‌گویند فرزندت دو ساله است. گاهی به حس شما شهدای مدافع حرم که همسر جوان و فرزندان خردسال در خانه دارید فکر کرده‌ام. به اینکه چطور برای دفاع از حرم به این سادگی ترک خانواده می‌کنید. اما داستان تو فرق می‌کند. فرزندت٬ حالا که دو سال بیشتر ندارد و درد یتیمی را چندان درک نمی‌کند. بعد از آن هم، فکر می‌کنم تو پدری را در حق او با همین تصویر تمام کرده ‌ای. برای یتیم یک شهید چه فخری از این بالاتر که قاب عکس پدر برای همیشه پر از صلابت و مردانگی است. از آن قاب عکس‌ها که با دیدنشان دل آدم گرم می‌شود...

ششم؛ چهره تو
نمی‌دانم در هنگام ثبت آن عکس، داعشی‌ها به تو چه گفته‌اند. شاید به تنهایی و غربتت می‌خندیدند، شاید هم به سخت‌ترین شکنجه‌ها و دردناک‌ترین نوع قتل‌ها تهدیدت می‌کردند. از همان روش‌های سبوعانه و وحشیانه که فقط از دست آنها بر می‌آید. پس تو چرا خم به ابرو نیاوردی؟ چرا اینقدر به این وحوش از خدا بی‌خبر که آماده ذبح تو می‌شوند بی‌اعتنایی؟ قبل از سفر به سوریه فیلم جنایات آنها را ندیده بودی؟ یا داعشی‌ها را نمی‌شناسی یا مرگ را و یا پاک هوش و حواست را به کسی باخته‌ای. که اگر جز این است چرا در چهره‌ات ترس نیست؟ چرا؟ می‌بینی! چهره تو در آن تصویر مرا دیوانه کرده؟ مرا و بسیاری از جوانان هم‌وطنت را. دو سه شب است که دست از سر ما بر نمی‌دارد. بیچاره‌مان کرده‌ای آقا محسن...

هفتم؛ روضه
محسن‌جان! زیاد وقتت را نمی‌گیرم. حالا دیگر با شهدا و اولیا هم صحبتی و کلام چون منی جز ملال برایت نیست. اما بگذار بگویم که چهره‌ات و آن چشم‌ها، مرا یاد روضه حضرت عباس انداخته است. روضه وفای برادر حسین. آنجا که روضه‌خوان‌ها می‌گویند، برایش امان‌نامه آوردند تا دست از برادر بردارد و او با ناراحتی آن را پس زد. نمی‌دانم خودت در آن لحظات آخر یاد کدام روضه افتاده‌ای. حتما در آن لحظات غریبی، در حلقه پر سر و صدای وحوش داعشی، وجودت آنقدر شبیه اربابت در لحظات واپسین قتل‌گاه شده است که روضه دیگری جز آن، در یادت نقش نبسته باشد. روضه همان لحظاتی که اربابت زیر لب زمزمه می‌کرد: الهی رِضاً بِرِِضِاکَ، صََبراً عَلی قَضائِک

2 نظر

بازدید كننده
کسری
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۱:۴۹ بعدازظهر
نمیدانم که بودی وچه بودی ولی بی حرف،قلب همه ی مسلمانان جهان رابه آتش کشیدی.محسن جان حججی هنوزهم نمیشناسمت اما بعدازشهادتت به خیلیها تلنگرزدی نمونه اش همین متنهای بالا ونویسندگانشان.شهادتت مبارک وبهشت گوارای وجودت
بازدید كننده
سعید
دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۴۲ بعدازظهر
دنیا براش کوچیک بود. روحش شاد
ارسال یك نظر


هجی كردن هجی كردن

کتاب صوتی تاریخ تمدن

آخرین مطالب