صفحه اصلی arrow اخبار روز arrow ماجرای زندگی مرجان دختر 18 ساله گرفتار در باند تبهکاری
 

تابلو اعلانات نت گشت

نت گشت را home page خود کنيد

ابزارهای رایگان برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ شما
ساعت های زیبای فلش برای زیباسازی سایت و وبلاگ شما

آپديت نود 32 ، يوزر پسورد جديد
NOD32 - ESET Smart


ارسال خبر و دريافت جايزه

آپلود همزمان و نامحدود فایل و عکس

درج آگهی رایگان 5 ساله در نت گشت


پکیج کامل طرح های توجیهی(شامل 850 طرح)

کنسرت و آلبوم  یاد باد سالار عقیلی - به یاد مشکاتیان 2dvd+1cd

پرتال تبلیغی و فروشگاهی
سوپردرايور ها
30 مستند جنجالی

كاربران آنلاین

ما 10 میهمان آنلاین داریم
خبر خوان سایت نت گشت
RSS 2.0

ورود كاربر





هنوز ثبت نام نكرده اید؟ عضویت در سایت
خرید انواع سریال و فیلم خرید انواع کنسرت و آلبوم خرید محصولات به صورت ویژه خرید CD و DVD های مفید و آموزنده
خرید اجناس گوناگون خرید انواع نرم افزار و بازی خرید آموزشی ها خرید انواع مستند

تیم فوتبال هنرمندان
چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۵۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      حسين رضازاده رو در حال آدم سواري ديده بودين؟
چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۰۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      عکس/عسگراولادی ‌با بنزش‌ درحال‌خرید بربری
شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۴ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      علي كريمي و هواداران نظامي اماراتي اش
پنج‌شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۵:۵۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      نرگس محمدی (ستایش) در تیم بانوان
پنج‌شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      

ماجرای زندگی مرجان دختر 18 ساله گرفتار در باند تبهکاری

ارزیابی كاربر: OFFOFFOFFOFFOFF / 0
ضعیف عالی 
نوشته شده توسط مدیر سایت

 

خراسان: اين دختر ناخلف چندين بار تا به حال از خانه فرار کرده است و حالا هم ماموران او را به عنوان يک سارق حرفه اي دستگير کرده اند. کاش مي مردم و اين آبروريزي را به چشم نمي ديدم، کاش اصلا چنين فرزندي نداشتم و ...!

مادر مرجان از دخترش خيلي گلايه داشت و با چشماني گريان او را نفرين مي کرد. در اين لحظه دختر ۱۸ ساله به مادرش نگاهي کرد و گفت: تو هميشه مرا نفرين کرده اي و فقط مي تواني خوب آبغوره بگيري! تو حرف هايت را گفتي، اجازه بده من هم درددل هايم را بگويم. بله، مادرم راست مي گويد. من ۱۷ بار تا به حال از خانه فرار کرده ام و با همدستي اعضاي يک باند ۸۰ فقره سابقه سرقت دارم. ولي هيچ کس نمي پرسد چرا کارم به اين جا کشيده شده است.

مادرجان! تو برايم عزيزترين آدم روي زمين هستي و خيلي دوستت دارم اما افسوس که هر وقت زير بار مشکلات زندگي کم مي آوردي از من انتقام مي گرفتي. اعتراف مي کنم که از کرده خودم پشيمان هستم اما باور کن که اگر به خواسته هاي سيروس و ناهيد گوش نمي دادم، آبرو و حيثيتم را به باد مي دادند.

مرجان در ادامه داستان زندگي اش به کارشناس اجتماعي کلانتري خواجه ربيع مشهد گفت: من از روز اول رابطه دوستانه اي با مادرم نداشتم. او هميشه اخمو و عبوس بود و تنها ايرادهايم را مي ديد. مادرم فکر مي کرد اگر در خانه لبخند بزند ابهت مادري اش از بين خواهد رفت.

متاسفانه ۲ سال قبل تحت تاثير حرف هاي چرت و پرت هم کلاسي هايم که داشتن دوست پسر را يک امتياز مثبت مي دانستند، براي فرار از تنهايي با مردي در راه مدرسه آشنا شدم که ۳۸ ساله بود.

سيروس با محبت هاي دروغين خود مرا خام کرد و با اين که مي دانستم زن و بچه دارد با او ارتباط برقرار کردم. پس از گذشت مدتي متوجه شدم سيروس با زني به نام ناهيد نيز رابطه مخفيانه دارد. من از طريق او با اين زن جوان نيز آشنا شدم و به پيشنهاد آن ها از خانه فرار کردم.

متاسفانه با نقشه شومي که آن ها برايم کشيده بودند مورد سوءاستفاده قرار گرفتم و در اين وضعيت با توجه به بلايي که به سرم آمده بود از ترس آبرويم بازيگر نقشه کثيف شان شدم. آن ها چندين بار مجبورم کردند از خانه فرار کنم.

مرجان آهي کشيد و افزود: تقريبا از ۶ ماه قبل سيروس و ناهيد نقشه سرقت از خودروهاي سواري را کشيدند و من با ايستادن در کنار خيابان، سوار خودروي مردان جواني که دنبال هوسراني خود بودند مي شدم. سپس با ترفند شيطاني، طعمه هاي خود را به محلي خلوت مي کشاندم و سيروس و ناهيد که در تعقيب مان بودند با اين ادعا که دخترشان در داخل خودرو چه مي کند وارد عمل مي شدند.

ما با اين نقشه از افراد هوسران سرقت و اخاذي مي کرديم و متواري مي شديم

آخرین مطالب