صفحه اصلی arrow مطالب جالب و متنوع arrow درخت قوم بنی اسرائیل - وقتی که کار برای خدا باشد خداوند ابلیس را مسخر انسان می کند
 

تابلو اعلانات نت گشت...

نت گشت را home page خود کنيد

ابزارهای رایگان برای افزایش بازدید سایت و وبلاگ شما
کدهای زیبا سازی سایت و وبلاگ - ساعت های زیبا
درج آگهی رایگان 5 ساله
تعرفه تبلیغات در نت گشت

جستجو در سایت نت گشت و در کل سایت ها



آپلود همزمان و نامحدود فایل و عکس

دانلود کتاب مفتاح طلسمات کنوز - باطل کردن طلسم دفینه ها

 فصل کامل سریال فرار از زندان - دوبله فارسی جوانه پویا

اهدای عضو یعنی اهدای زندگی

دوربین مداربسته بیسیم مینیاتوری

دانلود رایگان گنجنامه و اسرار نسخه ها

12DVD کنسرت اصیل ایرانی
آرشیو mp3 موسیقی
تقویم نجومی 96

كاربران آنلاین

ما 36 میهمان آنلاین داریم
خبر خوان سایت نت گشت
RSS 2.0

ورود كاربر





هنوز ثبت نام نكرده اید؟ عضویت در سایت
خرید آموزشی ها خرید انواع سریال و فیلم خرید انواع کنسرت و آلبوم خرید CD و DVD های مفید و آموزنده
خرید انواع مستند خرید انواع نرم افزار و بازی خرید محصولات به صورت ویژه خرید اجناس گوناگون

تصویری از مارادونا به همراه نوه و دخترش
شنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۰۶ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      عکس یادگاری فاطمه معتمد آریا و دالای لاما
پنج‌شنبه ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۶ بعدازظهر
  [جزئیات]...      عکس خانوادگی انجلینا جولی و براد پیت و 6 فرزندشان
دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۳۰ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      سعيد جليلي در هواپيماي مسكو براي مذاكرات هسته اي
شنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۳۵ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      احمدي نژاد و خانمش در پاي صندوق راي
جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۲۲ قبل‏ازظهر
  [جزئیات]...      

درخت قوم بنی اسرائیل - وقتی که کار برای خدا باشد خداوند ابلیس را مسخر انسان می کند

ارزیابی كاربر: OFFOFFOFFOFFOFF / 0
ضعیف عالی 

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند. عابد خشمگین شد ، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند.

درخت قوم بنی اسرائیل - وقتی که کار برای خدا باشد خداوند ابلیس را مسخر انسان می کند

ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح ، بر مسیر او مجسم شد، و گفت: ای عابد ، برگرد و به عبادت خود مشغول باش! عابد گفت : نه ، بریدن درخت اولویت دارد. مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند. عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست.

ابلیس در این میان گفت: دست بدار تا سخنی بگویم. تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد ، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است
عابد با خود گفت : راست می گوید یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم و برگشت. بامداد دیگر روز ، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت.
باز در همان نقطه ، ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟ عابد گفت : تا آن درخت برکنم ؛ گفت : دروغ است ، به خدا هرگز نتوانی کند و در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟
ابلیس گفت: آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد. که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی

0 نظر

هیچ نظری وجود ندارد. اولین نفر برای نظر دهی به این مقاله باشید!

ارسال یك نظر


هجی كردن هجی كردن

پیدا کردن گنج و دفینه

آخرین مطالب